آیا برای پلتفرم ها خوب است که هوش مصنوعی خود را با محتوای شما آموزش دهند؟

محتوای شما، محتوای ما چه زمانی است؟

در فیلم Fast Times at Ridgemont High، جف اسپیکولی (شان پن) یک پیتزا به کلاس تاریخش تحویل می دهد که توسط آقای هند (ری والستون) تدریس می شود، که راضی نیست.

“آقای. اسپیکولی، تو اینجا در زمین خطرناکی هستی. تو داری مزاحمت بزرگی در زمان من ایجاد می کنی.»

“من به این موضوع فکر کرده ام، آقای هند. اگر من اینجا هستم و شما اینجا هستید، آیا این زمان ما را نمی سازد؟»

«کاملاً حق با شماست، آقای اسپیکولی. زمان ما است.» سپس آقای هند تمام کلاس را دعوت می کند تا پیتزا بخورند و برای خودش تکه ای برمی دارد.

این یک استعاره عالی برای جایی است که به نظر می رسد فناوری بزرگ با محتوای شما به سمت آن می رود.

بازاریابان فکر می کنند، “اگر محتوای من اینجا باشد، و محتوای شما اینجا باشد، آیا این باعث نمی شود که این پلت فرم ما باشد؟”

و شرکت های فناوری می گویند: «کاملاً درست می گویید، بازاریاب. این پلت فرم ما است.» سپس، آنها محتوای شما را می گیرند و آن را به مدل های یادگیری خود برای ابزارهای هوش مصنوعی مولد خود می خورند.

در هفته گذشته، مشتریان Adobe Creative Cloud از سیاست جدیدی که به نظر می‌رسید به آن دسترسی و حقوقی برای محتوای هر کاربر می‌دهد، خشمگین شدند. متا، شرکت مادر فیس‌بوک و اینستاگرام، به بریتانیا و دیگر کاربران اروپایی اطلاع داد که سیاست حفظ حریم خصوصی جدید آن اجازه می‌دهد از اطلاعات آنها برای توسعه و بهبود محصولات هوش مصنوعی استفاده شود.

بازاریابان باید از همه اینها چه تصمیمی بگیرند؟ آیا باید بنشینید و تماشا کنید که پیتزای محتوایتان در کلاس توزیع می شود؟ آیا حتی به اشتراک گذاری آن با کلاس اهمیت می دهید، اگر این چیزی است که برای تبدیل شدن به بهترین پاسخ داده شده توسط هوش مصنوعی مولد ضروری است؟

ما از رابرت رز، مشاور ارشد استراتژی CMI خواستیم تا به سوالات سخت پاسخ دهد. نظر او را ببینید یا بخوانید:

رسانه های اجتماعی مدت هاست که از محتوای شما سود می برند

یک درس طولانی در رسانه های اجتماعی این است که شما محتوا به ساخت کمک می کند آنها مخاطبان

  55 آمار کار از راه دور برای نمایش ترجیحات افراد

در روزهای پرپیچ و خم رسانه های اجتماعی، بازاریابان بر روی دسترسی ارگانیک شرط بندی می کنند. می‌توانید از رسانه‌های اجتماعی برای دستیابی به مخاطبان انبوه بدون صرف هزینه‌های تبلیغاتی استفاده کنید. شما فقط نیاز به ایجاد محتوای جذاب، شگفت انگیز و متمایز داشتید که در هر پلتفرمی که استفاده می کردید با مخاطبان طنین انداز شود.

البته، با ادامه این موارد، هر بازاریاب در هر صنعتی همان یادداشت را دریافت کرد و به زودی دسترسی ارگانیک شروع به کاهش کرد. بنابراین، شما شروع به پرداخت برای این امتیاز کردید که مطمئن شوید محتوای شما در مقابل آن مخاطبان قرار می‌گیرد و رسانه‌های اجتماعی تنها یک کانال رسانه‌ای دیگر شدند.

اما تو امیدت را از دست ندادی شما تولید محتوا را برای آن دسترسی و تعامل ارگانیک متوقف نکردید. شما برخی از ارزشمندترین افکار خود را در آن محتوا قرار می دهید، و فکر می کنید که اگر واقعاً خوب است و واقعاً مخاطب را درگیر می کند، به اندازه کافی علاقه ایجاد می کنید که هر گونه دسترسی ارگانیک به آن برسد برای بازاریابی شما ارزشمند باشد.

ما می‌توانیم در مورد اینکه آیا آن روزها هنوز اینجا هستند، آیا مدت‌هاست که از بین رفته‌اند یا واقعاً وجود داشته‌اند، بحث بزرگی داشته باشیم. اما آنچه مشهود است این است که این پلتفرم‌ها اکنون از محتوای شما به روش‌های جدیدی برای ایجاد ارزش برای خود استفاده می‌کنند.

آیا شما حتی در این مورد انتخابی دارید؟

در ماه گذشته، متا بسیاری از کاربران فیس بوک و اینستاگرام را با افشای اینکه محتوای موجود در این پلتفرم ها تولید کننده تصویر هوش مصنوعی شرکت را آموزش می دهد، شگفت زده کرد. صدها هزار کاربر اینستاگرام مجدداً پیامی را در این پلتفرم به اشتراک گذاشتند که در آن به شرکت اعلام کردند که با استفاده از داده های خود برای آموزش هوش مصنوعی موافقت نمی کنند.

اما این بیانیه به اندازه آن میم از مادرتان که به شما می‌گوید برای استفاده از اطلاعات خود در فیس‌بوک، انکار را قطع و جایگذاری کنید، ارزش دارد. هنگامی که شروع به استفاده از پلتفرم کردید، همه این حقوق را امضا کردید.

حقیقت پیچیده تر است. از نظر فنی، شما یا کارفرمایتان دارای حق چاپ در محتوای اصلی هستید که در فیس بوک یا اینستاگرام پست می کنید. اما شرایط خدمات شرکت شما در ابتدا با اعطای حقوق مجوز متا به منظور استفاده از آن کار به دلخواه خود موافقت کرد. می تواند آن را کپی، توزیع کند، از آن یاد بگیرد و اصلاح کند. در بیشتر موارد می تواند آثاری مشتق از آن ایجاد کند. (در مورد آن پست های مرور سال یا خاطره ای که ایجاد می کند فکر کنید.)

  چگونه متخصصان فروش می توانند مشتریان را حفظ کنند و با G2 معامله ببندند

در واقع، برای یک تکه طنز خوشمزه آماده شوید. متا معمولاً مجوز بیشتری برای استفاده از تصاویر و محتوای شرکت شما نسبت به شما به عنوان یک کارمند دارد.

بگذارید کمی غرق شود.

به نظر می رسد درام در مورد هیچ چیز زیادی نیست

اما اکنون، این پلتفرم ها فراتر می روند. همین هفته گذشته، ادوبی زمانی که شرایط خدمات خود را تغییر داد، خود را در انتهای اشتباه و مشعل قرار داد. این عبارت بیشتر کاربران خود را ناراحت می کند: “(ما ممکن است از طریق روش های خودکار و دستی، مانند بررسی محتوا … و استفاده از تکنیک هایی مانند یادگیری ماشینی به منظور بهبود خدمات و نرم افزار و تجربه کاربر، به محتوای شما دسترسی داشته باشیم.”

خوب، این برای Adobe خوب کار نکرد.

کاربران رسانه‌های اجتماعی (که به طنز اشاره شد)، که از نقش اکتسابی خود به عنوان اپیدمیولوژیست و اقتصاددان خسته شده بودند، تصمیم گرفتند که اکنون وکیل باشند. آنها به این نتیجه رسیدند که Adobe می‌خواست از محتوای مشتریان جاسوسی کند و از آن برای آموزش مدل‌های زبان بزرگ خود استفاده کند.

هر بررسی منطقی از تغییرات اصطلاح خدمات احتمالاً به این فکر می‌کند که Adobe می‌خواست خود را برای استفاده از ویژگی‌های هوش مصنوعی برای خودکار ، برخی از خدماتی که به مشتریان ارائه می‌کند پوشش دهد. برای انجام این کار، باید بداند که محتوا چیست.

به هر حال، من تظاهر به وکیل بودن نخواهم کرد، اما این یک درام در مورد هیچ چیز به نظر می رسد. اما این گفتگو به یک نکته مرتبط اشاره می کند.

آیا باید با محتوای خود در هر پلتفرمی موافق باشید – یک پلتفرم اختصاصی برای توسعه محتوای خصوصی (مانند Adobe Creative Suite، Microsoft Word، Google Docs) یا عمومی (به عنوان مثال، فیس بوک، اینستاگرام)؟

پاسخ روشن نیست

در چند ماه گذشته بیش از تعداد انگشت شماری از مشتریان مشاوره به من مراجعه کرده‌اند که واقعاً نگران اجازه دادن به Google یا Facebook برای داشتن محتوای آنها هستند. آن‌ها می‌ترسند محتوای رهبری فکری فوق‌العاده‌شان و داستان‌های الهام‌بخش مشتری در نهایت به عنوان خوراکی برای مدل یادگیری تبدیل شود و پاسخی به درخواست در ChatGPT یا Gemini شود.

  21 Email Newsletter Examples We Love Getting in Our Inboxes

این نگرانی مشروع است.

آنها نمی‌دانند که آیا باید به شرکت‌هایی مانند گوگل، مایکروسافت و ادوبی که می‌توانند به اطلاعات اختصاصی، خصوصی و گاهی اوقات حساس برای آموزش LLM دسترسی داشته باشند، اعتماد کنند.

باز هم، نگرانی مشروع است.

به هر حال، اپل به تازگی ویژگی هوش مصنوعی جدید خود را معرفی کرد که بر اساس هر کاری که در دستگاه شخصی خود انجام داده اید، اقداماتی را ایجاد می کند، مانند پخش پادکستی که همسرتان در آن ایمیل ذکر کرده است.

تنها نتیجه گیری واقعی برای بازاریابان

همه اینها یک درس و تنها راه را برای بازاریابان به ارمغان می آورد تا به این موضوع فکر کنند.

تفاوت زیادی بین محتوایی که به صورت عمومی برای دستیابی و جذب مخاطب ارسال می کنید و محتوایی که خصوصی نگه می دارید وجود دارد.

فقط در صورتی می توانم این مزیت را ببینم که محتوای شما به هوش مصنوعی سیگنال دهد پاسخ برای جستجو یا بخشی از محتوای مشتق آن برای دیگران شود. بازاریابی خلاق دارد همیشه یک تجارت کپی شده بود. کمپین های بزرگ، خلاقیت، کپی ، و رهبری فکری همیشه منحصر به فرد و خارق العاده بوده اند نیستند.

به عنوان بازاریاب انسانی، شما همیشه از رهبری فکری پیشینیان خود یاد گرفته اید و آن را اقتباس کرده اید، نسخه رقبای خود را آشکارا دزدیده اید، از نسخه تبلیغاتی یا خط برچسب دیگران الهام گرفته اید، محتوای نویسندگان را برای مطابقت با دیدگاه و برند خود تغییر داده اید. تنها کاری که هوش مصنوعی انجام می دهد سرعت بخشیدن به این فرآیند است.

بنابراین، در مورد پلتفرم هایی که از محتوای شما برای آموزش هوش مصنوعی خود استفاده می کنند، چه می کنید؟ خم شوید. اگر نمی‌خواهید بازی کنید، استفاده از اسباب‌بازی‌ها را متوقف کنید. اما، اگر یاد بگیرید که چگونه بازی کنید، می توانید آن را نیز برنده شوید.

همانطور که اسپیکولی ممکن است بگوید، “این عالی است. کاملاً عالی.»

نکات، بینش و مثال‌های بازاریابی محتوا بیشتری می‌خواهید؟ اشتراک در به ایمیل های روز کاری یا هفتگی از CMI.

مطالب مرتبط دستچین شده:

تصویر روی جلد توسط جوزف کالینوفسکی/موسسه بازاریابی محتوا

منبع: https://contentmarketinginstitute.com/articles/train-ai-content/

Accurate stock management :. Ring video doorbells recalled over fire concerns – dlsserve. Tianlong 3 techpros : ultimate technology resource.