آیا شما آب و هوا هستید؟

رعد و برق از وجود ما خبر ندارد. رقص ها و آرزوهای باران در آوردن یا جلوگیری از طوفان بی تاثیر هستند، زیرا ناشی از اعمال ما نیست.

آب و هوای استعاری وسوسه انگیز است که به عنوان یک پاسخ اشتباه کنیم. وقتی کسی ارتباط ما را در ترافیک قطع می‌کند یا آنطور که ما امیدواریم با ما درگیر نمی‌شود، به راحتی می‌توان آن را شخصی کرد.

اما هوا با تو یا بدون تو وجود خواهد داشت.

دو سوال مفید وجود دارد:

اولین مورد این است که آیا ما برای قرار گرفتن در شرایط آب و هوایی که ایمن یا مفید نیستند ثبت نام می کنیم.

و دوم، وقتی جدول ورق می شود، این است که از خود بپرسیم، “آیا من در حال حاضر هوای شخص دیگری هستم؟” زیرا این چیزی است که ما روی آن کنترل داریم.

منبع: https://seths.blog/2024/06/are-you-weather/

“من به رئیسم چه بگویم؟”





“من به رئیسم چه بگویم؟” | وبلاگ ست






















اگر نمی توانید به این سوال شش کلمه ای پاسخ دهید، در حال فروش یک کالا هستید.

سازمان ها چیزها را نمی خرند، مردم می خرند. و افراد در شرکت ها پول خود را خرج نمی کنند، بنابراین این تنها سوال روی میز است.

یک داستان قانع کننده، بر اساس وابستگی و موقعیت، داستانی که پویایی سازمان را می بیند و به آن احترام می گذارد، در واقع چیزی است که آنها برای آن هزینه می پردازند.


منبع: https://seths.blog/2024/06/what-will-i-tell-my-boss/

موضع عمدی | وبلاگ ست

دن دنت توضیح داد که این کار به عنوان یک مکانیسم بقا آغاز شد. این مهم است که پیش بینی کنید شخص دیگری چگونه رفتار خواهد کرد. آن ببر ممکن است یک تهدید باشد، آن شخص از دهکده بعدی ممکن است چیزی برای ارائه داشته باشد.

اگر به سادگی صبر کنیم و ببینیم، ممکن است با یک غافلگیری ناخواسته یا حتی مرگبار مواجه شویم. میانبری که موضع عمدی به ما ارائه می دهد این است که «اگر من جای آنها بودم، ممکن بود این را در ذهن داشته باشم». با فرض اینکه قصد همیشه کار نمی کند، اما اغلب آنقدر کار می کند که همه انسان ها آن را پذیرفته اند.

موضع فیزیکی وجود دارد (صخره ای که به سمت پنجره می رود احتمالاً آن را می شکند) و موضع طراحی (این خودپرداز قرار است پول توزیع کند، بیایید به دنبال شکاف بگردیم.) اما مفیدترین و اکنون مشکل سازترین میانبر این است که تصور کنید دیگران در حال تصور هستند.

قبلاً مرغی در یک پاساژ در نیویورک وجود داشت که تیک تاک بازی می کرد. بهترین راه برای درگیر شدن با بازی مرغ این بود که تصور کنید جوجه اهداف و استراتژی هایی دارد و او “امید دارد” شما به آنجا بروید، نه آنجا.

البته، جوجه ها هیچ امیدی ندارند، بیشتر از این که رایانه های شطرنج سعی می کنند شما را به دام بیفتند وقتی یک پاسانت راه اندازی می کنند. اما ما این موضع را اتخاذ می کنیم زیرا مفید است. این یک تصویر دقیق از وضعیت موجودیت فیزیکی نیست، اما ممکن است راهی مفید برای پیش‌بینی باشد.

در اینجا نوع خاصی از همدلی وجود دارد، خود را به موجودیت دیگری گسترش می دهیم و تصور می کنیم که قصد دارد. اما فقدان همدلی نیز وجود دارد، زیرا ما فرض می‌کنیم که موجودیت دقیقاً شبیه ماست… بلکه یک جوجه نیز هست.

چالش زمانی آغاز می‌شود که پیش‌بینی‌های ما از عاملیت و قصد با اتفاقات بعدی مطابقت نداشته باشد.

هوش مصنوعی مطمئناً به نظر می رسد که هم یک طراحی و هم یک موضع عمدی از ما به دست آورده است. حتی محققان هوش مصنوعی با تعاملات خود با یک LLM کار به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی با یک فرد واقعی صحبت می‌کنند، شاید کمی متعادل، اما با این وجود یک شخص.

گرچه موضع عمدی حقوق و مسئولیت هایی را به همراه دارد. ما با نوزادان طوری رفتار نمی کنیم که انگار آنها چیزی را آنطور که ما می خواهند می خواهند، که زندگی با گریه آنها را آسان تر می کند. مربیان موفق سگ تصور نمی کنند که سگ ها انسان هایی با چهار پا هستند – آنها رفتار را به ورودی ها و خروجی ها خلاصه می کنند و برای تغییر رفتار از شرطی سازی عامل استفاده می کنند نه استدلال.

هر روز، میلیون‌ها نفر به پذیرندگان اولیه می‌پیوندند که به سیستم‌های هوش مصنوعی از شک و تردید، موضع‌گیری قصد و اختیار می‌پیوندند. اما این یک توهم است و هوش مصنوعی برای حقوق آماده نیست و نمی تواند مسئولیت آن را بپذیرد.

تضاد بین آنچه ما باور داریم و آنچه اتفاق خواهد افتاد بسیار مهم خواهد بود، و ما حتی مطمئن نیستیم که چگونه در مورد آن صحبت کنیم.

موضع عمدی اغلب مفید است، اما همیشه دقیق نیست. وقتی دیگر مفید نیست، باید از مدل متفاوتی برای درک و انتظار چه چیزی استفاده کنیم.

منبع: https://seths.blog/2024/06/the-intentional-stance/

هرزنامه 3.0

هر سیستم کاملاً باز ارتباط دیجیتالی در طول زمان دچار فرسایش می شود. پیام های بد پیام های خوب را از بین می برد.

عادی جدید: شخصی یک پایگاه داده از هر ملک مسکونی، سپس یکی دیگر از تلفن های همراه را پیدا می کند. یک هوش مصنوعی آموزش دیده است که هر روز با هر صاحب خانه تماس بگیرد و از او بپرسد که آیا به فروش خانه خود فکر می کند یا خیر. میلیون ها تماس در ساعت سرنخ ها (شاید یکی از 40000 تماس) به دلالان املاک فروخته می شود.

این را در 500 کارمند مختلف در چندین صنعت ضرب کنید، و اکنون ماهیت باز بودن تلفن برای همیشه از بین رفته است.

و سپس متن ها.

و البته ایمیل. صندوق ورودی با 100000 پیام خوانده نشده دیگر یک ابزار کاربردی نیست.

سیستم های باز نیاز به خویشتن داری و انسانیت دارند. وقتی آنهایی را با دزدان خودکار توجه با حاشیه سود جایگزین می کنیم، سیستم دیگر نمی تواند باز بماند.

ارزش اجازه و اعتماد همچنان بالا می رود، دقیقاً به همان سرعتی که نیروهای خودخواه بدون آنها برای موفقیت تلاش می کنند.

منبع: https://seths.blog/2024/06/spam-3-0/

بهتر از گوگل | وبلاگ ست

چند ماه است که در گوگل جستجو نکرده ام.

گیجی قدرتمندتر، دلپذیرتر و موثرتر است.

به جای اینکه توسط تبلیغات تهاجمی، نظارت و الگوهای تاریک یواشکی خراب شود، توضیحی ساده و پاورقی از آنچه دقیقاً به دنبال آن هستید را به شما ارائه می دهد. پرسید و جواب داد.

و من دوست دارم که یک نسخه حرفه ای وجود داشته باشد که بتوانیم هزینه آن را پرداخت کنیم. این باعث می شود ما مشتری باشیم نه محصول.

بیش از همه، محدوده محدود وعده به هوش مصنوعی فرصتی برای درخشش می دهد. ChatGPT اغلب هم مغرور و هم متکبر به نظر می رسد، زیرا وعده می دهد که می تواند همه چیز را یکجا انجام دهد. Perplexity به سادگی یک شریک جستجوی هوشمند بدون خوردگی است که رقابت برای دلارهای تبلیغاتی بیشتر ایجاد می کند. حداقل فعلا.

تا اینجای کار، من به آن پنج ستاره می دهم. ارزش بررسی را دارد.

منبع: https://seths.blog/2024/06/better-than-google/

مرزها و حدود | وبلاگ ست

آنها در خدمت اهداف مختلف هستند.

حصار نزدیک ریل قطار یک مرز است. شما می توانید بدون خطر به آن نزدیک شوید. از سوی دیگر، ریل سوم برقی یک محدودیت است. اگر آن را لمس کنید، کارتان تمام است.

مرزها می توانند به ما فضایی برای نوآوری و پیشرفت بدهند. بودجه ها، برنامه ها و مشخصات همگی وجود دارند تا به ما نشان دهند مناطق امن کجا هستند. مطمئناً، به لبه ها بروید و مرزها را به چالش بکشید، به همین دلیل آنها آنجا هستند.

اما محدودیت ها مرز نیستند. محدودیت ها پایان، منطقه خطر، چیزی است که باید از آن اجتناب کرد.

برخی از افراد در مرزها مو می زنند. آنها دوست دارند پروژه ای بدون بودجه و بدون مهلت داشته باشند. مشکل زندگی بدون مرز این است که محدودیت‌ها به شما نفوذ می‌کنند و بعد، بوم، تمام می‌شود.

همیشه نباید درون خطوط را رنگ آمیزی کنیم، اما کار خلاقانه زمانی بهتر است که خطوط وجود داشته باشد.

منبع: https://seths.blog/2024/06/boundaries-and-limits/

اغوای وعده های دروغین

چرا زمین فروش روغن مار، مرد شعله ور، کلاهبردار، عوام فریب یا حقه باز را می خریم؟

همانطور که دنیای مدرن ما آگاه تر و منطقی تر می شود، شاهد افزایش (نه کاهش مورد انتظار) کلاهبرداری ها، شلوغی ها و هرج و مرج هستیم. در هر گوشه ای جوکرها و رادلرها وجود دارند و صندوق پست الکترونیکی و صندوق پستی ما پر از طرح ها و دستکاری ها است. اگر از آنها حمایت نکنیم هیچ کدام موفق نمی شوند.

جذابیت این میانبرها چیست؟

فرهنگ بشری توسط شورشیان تغذیه و بازسازی می شود. هنر، نوآوری و فن‌آوری موفق وعده‌هایی می‌دهند که در ابتدا به سختی می‌توان آنها را از معایب خودخواهانه مانند حرکت دائمی و طرح‌های هرمی تشخیص داد. امپراطور هیچ لباسی ندارد، اما آیا خوب نیست باور کنیم که او لباسی دارد؟

نیروهای متضاد از خود راضی، حرص و ناامیدی از جمله شرایطی هستند که می توانند ما را به فریب خوردن سوق دهند.

از خود راضی بودن پسر عموی کسالت است. هنگامی که همه چیز احساس امنیت می کند، حس و حال ما ممکن است ما را برای ماجراجویی تحریک کند.

طمع موتور سرمایه داری و جزئی از وضعیت است، و به سمت مقیاس می رود – افرادی که بیشتر می خواهند حتی بیشتر می خواهند، و آنها آن را فورا و بدون تلاش زیاد می خواهند.

و ناامیدی فقدان امید است، این احساس که مسیرهای موجود نمی توانند آنچه را که ما نیاز داریم ارائه دهند.

خبر خوب این است که ما در دام هر کلاهبرداری قرار نمی‌گیریم و در مواجهه با وعده‌های شکسته انعطاف‌پذیرتر شده‌ایم. این فرهنگ است که ما را به یافتن یک میانبر سوق می دهد، اما همچنین فرهنگ است که می تواند ما را از مسیر بعدی نجات دهد.

احاطه شدن توسط جامعه‌ای که حقیقت را می‌بیند و می‌گوید، استانداردی را برای وفای به وعده‌ها ایجاد می‌کند و تفکر مولد بلندمدت را تحسین می‌کند، راهی مقاوم به جلو است. ارتباط به ما کمک می کند کشش و حرکت رو به جلو را به سمت بهتر پیدا کنیم.

ما باید انتخاب کنیم که کدام روایت جامعه را می خواهیم جذب کنیم. و ما باید انتخاب کنیم که آیا می‌خواهیم این ایده‌ها را با کسانی که رهبری می‌کنیم و با آنها ارتباط برقرار می‌کنیم به اشتراک بگذاریم یا خیر. ما محله ای را برای زندگی انتخاب می کنیم و می توانیم فرهنگی را انتخاب کنیم تا بخشی از آن باشیم.

بدون ناله، بدون میانبر، بدون هیاهو. بلندمدت مهم است به قوانینی که از افرادی که در جای شما نیستند محافظت می کند، احترام بگذارید، زیرا ممکن است روزی شما آنها باشید.

اگر این حلقه‌ای است که می‌خواهید بخشی از آن باشید، به آن بپیوندید، یکی را شروع کنید، در مورد آن صحبت کنید و متوقف نشوید.

خوردگی اجتناب ناپذیر است، اما احتمال نیز وجود دارد.

منبع: https://seths.blog/2024/06/the-seduction-of-false-promises/

آیا قبل از رسیدن هوش مصنوعی تسلیم شدیم؟





آیا قبل از رسیدن هوش مصنوعی تسلیم شدیم؟ | وبلاگ ست






















بسیاری از کارشناسان خلاق سرعت و هزینه ایجاد کار بسیار خوب با هوش مصنوعی را محکوم می کنند. اغلب می تواند نقاشی بکشد، بنویسد و بنویسد و همچنین یک فریلنسر متوسط، گاهی بهتر است.

اما چرا فریلنسرهای متوسطی وجود داشتند؟

سیستمی که ما را تحت فشار قرار داد تا نوشته‌هایمان را به بلغور جو دوسر و هنرمان را با اعداد به رنگ تبدیل کنیم، مدت‌ها قبل از ظهور OpenAi اینجا بود.

هنگامی که این نوار بالا می رود، هر یک از ما را به چالش می کشد تا کاری را انجام دهیم که قبلاً قدرت انجام آن را داشتیم – فراتر از حداقل ها.


منبع: https://seths.blog/2024/06/did-we-give-up-before-ai-arrived/

چه خرابه های خراب | وبلاگ ست





چه خرابه های خراب | وبلاگ ست






















فراوانی و شادی ایرادی ندارد.

اما خراب شدن دو مشکل واقعی ایجاد می کند:

  1. قدردانی از آنچه دارید را دشوار می کند. اگر استاندارد کامل باشد، به ندرت رعایت می شود و هرگز از آن فراتر نمی رود.
  2. منجر به کج خلقی می شود. عصبانیت در مورد اشتراک گذاری، در مورد فقدان “بیشتر” و در مورد فقر بی پایان مقایسه.

با افزایش ثروت یک جامعه، تعداد شهروندان لوس نیز افزایش می یابد.

اغلب این اسید است که در وهله اول جادویی را که ثروت را به وجود آورده، فرسوده می کند.

ناله ، یک علامت است، به ندرت درمان چیزی است.


منبع: https://seths.blog/2024/06/what-spoiled-wrecks/

بعد از اورژانس | وبلاگ ست





بعد از اورژانس | وبلاگ ست






















اگر لازم باشد تا زمانی که وضعیت اضطراری کوتاه‌مدت حل شود، صبر کنیم، بعید به نظر می‌رسد که هرگز روی کار مهم بلندمدت کار کنیم.

البته، ما می‌خواهیم «هر کاری از دستمان برمی‌آید» در زمان وقوع یک وضعیت اضطراری انجام دهیم. اما استاندارد برای آن همیشه شامل مبادلات بوده است. شاید ما باید در مقابل معامله ، کار مهم برای حواس پرتی فوری در حال حاضر مقاومت کنیم.


منبع: https://seths.blog/2024/06/after-the-emergency/

Advantages of overseas domestic helper.